سلاااام

پیشاپیش عید همگی مبارک و با آرزوی اتفاقات قشنگ

به عنوان عیدی خدا به شما عزیزان

این کتابی که میبینید کتاب داستان نیستا

یه کتاب بسیار قششششنگ و خوب

در زمینه روان شناسی(خودشناسی) هست...

پیشنهاد میکنم بخونیدش چون واقعا از خوندنش لذت خواهید برد...

نام کتاب: لطفا گوسفند نباشید

نویسنده: محمد نامنی

انتشارات: نامن

قیمت:15000تومان (البته من خودم از کتابخونه گرفتمش)

قدر...

به بهانه ی اتفاقی بیگانه...

علت: اتفاقی بیگانه

نتیجه: عبرت

تاریخ: 95/3/31 سرودم...

شکرت که تصمیم به عملی شدن نرسید...

مث همیشه فقط شکر

خاطره سازی...

این روزا میخونمشون...

1- نام کتاب: گزینه اشعار فاضل نظری

نویسنده: شاعر محترم فاضل نظری

انتشارات: مروارید

قیمت: 10000 تومان

* اگر اهل شعر هستید بهتون توصیش میکنم، جناب نظری ازون جمله شاعرای معاصر هستن که طرفداراشون زیادن، وقتی کسی شعری رو برای اولین بار از ایشون میخونه، به احتمال 90 درصد کنجکاو میشه که بره سراغ اشعار دیگشون...

2- آموزش طراحی از مجموعه کتاب های دامیز

نویسنده: برندا هادینات

انتشارات: آوند دانش

قیمت: 16000 تومان

واسه کسانی که اهل طراحی ان و یا به این حیطه از هنر علاقه دارن توصیش میکنم، متن روان و جالب با نکات کلیدی خوب...نویسنده اثر یکی از برترین اساتید طراحی هستن...

 

مرور خاطرات...

سلام

حال همگی که خوبه ان شاالله، اصن به برکت این ماه مگه میشه حال

کسی بدم باشه، نماز روزه هاتون قبول عزیزان، ما رو هم اون گوشه های

دلتون تو دعاهاتون جا بدید ممنون میشیم...

اما غرض از این پست، مروری بر خاطرات گذشته البته نه خیلی گذشته،

حدودا یه ماه پیش و به اشتراک گذاشتنش با شمادوستان مجازی و وقت

آزاد بنده در این دوران کوتاه تعطیلات هست ( آخه ترم تابستونی قطعی

شد، گفتم شب میخوابم صب پا میشم میگن تابستونم باید بری دانشگاه و

همونجورم شد،بازم شکر، گله ای نیس که اگه باشه ناشکریه).

 

اصل مطلب: عاغا ما در فرجه ها به سر می بردیم که یهو به خودمون

اومدیم دیدیم باید یه مقاله بنویسیم واسه استاد با جمعی از دوستان  تا

آخر هفتشم بیشتر وقت نبود چون استاد میخواستن بررسی کنن  و

نمره بدن و...، البته یه مقدار از کاراشو در دانشگاه انجام داده بودیم ولی

اصل کارا مونده بود. چاره ای نداشتیم جز اینکه یه روز قرار بذاریم خونه

متاهل گروهمون، ینی جا و مکان دادن برای انجام کار ها از ایشون(خخخ) و

مسئولیت انتقال خودم و اون یکی دوست گرامی هم به این جا و مکان با

خودم(رانندگی)، حالا از کارای قبل ورود به خونه ایشون که باید هدیه

میگرفتیم برای خونه جدید عروس خانوم و پارک کردنای بسی عال من بگیر

تا رسیدن به خونه ایشون و پارک کردن 4 فرسخی بنده جهت ترس ازینکه

مبادا نتونی از تو کوچه دور بزنی ضایع شی ندا...خلاصه رسیدیم و رسیدیم

و دیدیم به به عروس خانوم چه کرده، خواااااااااابه خواااااااااب...طفلک سر

اومدن ما از دیشب تا 6 صب اون روز با شوهر گرامی به جان خانه افتاده اند

تا به بهترین شکل تمیز کنند، تا حدی بچه خودشو خسته کرده بود که

شوهر فرموده بودن ای کاش همیشه دوستات بیان که مجبور شیم یه

دستی به سر و روی خونه بکشیم...خخخ

 

کلام رو خلاصه میکنم، عاغا ما از صب رفتیم تا بعدازظهر یا بهتره بگم

نزدیکای شب، عروس خانوم کدبانوییش رو میخواست کامل کنه دیگه

نذاشت ظهر بریم... بهرحال کارای مقاله رو شروع کردیم و اول کند و

سپس تند پیش رفتیم و خداروشکر اونروز به جاهای خوبی رسیدیم

و بخش اعظمشو انجام دادیم ...اما قصه به اینجا که ختم نمیشه،

فعالیت های گروه درس پژوهان مقاله نویس که فقط مقاله ای نبود،

ماشاالله اینقد من و دوست گرامیم سوژه از این بنده خدا عروس

ثبت کردیم و مسخره بازی درآوردیم که گمونم دوباره راهمون نده

خونش...خخخ.تصاویر گویای همه چیز هست...

ولی دستش درد نکنه عجب قورمه سبزی پختیم

( به فعل دقت کنید).

اما نتیجه:

من کلا عادت ندارم خاطره بگم اما تهش به چیزی نرسم، چون احساس

میکنم در غیر این صورت کار بیهوده ای انجام دادم...

 

حالا نتایج چیا بودن واسم: من از دورهمیای دوستانه لذت میبرم،

ارتباط با انسان ها خصوصا با کسایی که دوستشون داری

زندگی رو برات لذت بخش تر میکنه، یادمون نره ما مسئول

شاد نگه داشتن زندگی خودمون هستیم، ما هم میتونستیم

واسه این کار مقاله ای یه نصف روز وقت بذاریم و بریم کتابخونه

انجامش بدیم و تمام. ولی با اینکار واقعا از روزمون لذت

بردیم؛ مرسی از پیشنهاد ناب دوست خوبم...

دیگه اینکه کارای گروهی کلا اثراتش بیشتر از کارای فردیه،

از هر جهت که بش نگا کنی مؤثرتره، هم فکری، هم دلی و ...

ارزش یک کار رو بالا میبره،اما متاسفانه جامعه ما داره به سمت کارای

فردی و تک روی پیش میره، هرکی به فکر منافع خودشه،

درحالی که نمیدونه منافع کار گروهی بسیار ارزشمندتره...

در جامعه علمی امروز این جدیدا یک مشکل به حساب میاد و

امیدوارم قشر علمی و غیرعلمی و خصوصا دانشجو معلمای عزیز که یه

الگو میشن بعدا برای دانش آموزانشون، به این سمت پیش برن...

 

دیگه اینکه استقلال ....اینو سر بسته میگم: مرسی پدر و مادر عزیزم

که همیشه به فرزندانتون اجازه دادید رو پا خودشون مستقل بار بیان،

این یه نعمته برام

 

دیگه اینکه فعالیت های علمی، تمرین اراده و پشتکار واقعا لذت

بخشه...خصوصا وقتی هدفی پشتش باشه( دعا کنید برامون برای

پذیرش مقاله در همایش)

 

در آخر هم اینکه: دعا می کنم برای هممون که به حق این ماه عزیز،

همیشه از تک تک لحظه هامون به درست ترین وجه استفاده کنیم، لذت

ببریم و لذتشو به دیگران هم بچشونیم، خوووووب باشیم و همیشه در

درستترین راه قدم برداریم، خووووب به معنای واقعی...(شاید این کامل

ترین دعایی بود که به ذهنم می رسید)

الهی آمین