رسم دل
ساعت 5 دقیقه ای از 12 شب گذشته، 94/11/27،
بعد از کلاس ها وخستگی های زیادم
در این روزی که گذشت،
اول شدن در مسابقات بولینگ دانشگاه
حسااااابی بم چسبید...

خدایا شکرت.... 
اینم شعر پریشبم؛ امیدوارم لذت ببرید
رسم دل
می نویسم تا بیابم گوهری از عمق جان
زان گهر آرام گردد شاید این روح و روان
بعد از آن آشوب سخت و پر تلاطم در دلم
آری اکنون من پشیمانم به رسم وافرم
بنگرم، کل وجودم را فدایت می کنم
عاشقم، عشقی به رسم جاودانی در دلم
شکر، من با بودنت سرشار از حس می شوم
دورتر از این جهان خام و سرکش می شوم
لحظه ها را با تو ای زیباترین سودا کنم
زیستن را کم کمک بر خود هویدا می کنم
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۴ ساعت 0:12 توسط neda
|
همیشه خدایی هست